فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
147
چهارده رساله ( فارسى )
نشان بهترين زمينها آنست كه تربتش سياه بود كه هم بارانها و آبهاى بسيار احتمال كند و هم باندك آبى بسنديده شود پس زمينى باشد كه گل او سرخ بود و زمينى كه آبها و سيلها بر او رفته بود تا مدتى در او آب ايستاده و آنگاه خشك گشته پس زمينى كه گل آن با سرخى زندهم بد نبود امّا زمينى كه گل آن سخت سپيد باشد يا شوره بود يا گياههاى آن خورد بود و يا گياههاى آن غريب در وى رسته باشد يا سنگستان بود در آن هيچ خير نباشد و چون خواهند كه اصلاح زمين شوره كنند در وقتى كه باران آمده باشد گاه برو ريزند آنگاه بكاو باز كنند تا كاه در زمين پوسيده شود پس سرگين در او ريزند و تخمها بكارند كه تخمش زور ور شود چون جو و گندم و نخود و عدس مسأله درودن گندم و جو كدام وقت بهتر بود و چگونه بايد داشتن . جواب اما جو كه زودتر بدروند زيرا كه اگر ديرتر بدروى نقصان بسيار كند و گندم نيز بايد كه ترى هنوز دارد كه نيكو باشد و طعمش شيرين شود و نزول بسيار كند و در انبار دير تباه شود و وزنش سبك باشد و آنچه در سحرگاه دروند به باشد كه نيمروز چون خواهى كه غلّه از خرمن بسوى انبار نقل كسى بايد كه پيش از طلوع آفتاب باشد تا هنوز سرد بود دير تباه شود و انبار جو و گندم را سوراخها بايد بسيار بود در برابر يكديگر چنان كه روشنائى كه از جانب مشرق درافتد و بخار در او گرفته نباشد و جاى آن از نم و بخار و اصطبل دور باشد . مسأله آفتهائى كه در رز باشد چگونه بايد دور كرد . جواب اما رزى كه بار فراخور خود نگيرد در وقت خزان ساق آن را بميخى پهن از چوب بلوط ببايد شكافت و سنگى كوچك در ميان نهاد و كميز « 1 » كهنه مردم در بن او ريخته اندك اندك آنگاه سرگين با گل آميخته در بن وى كردن و روزى كه بيمار شده باشد كل از اصلش باز بايد كردن از آنكه كرم در او باشد بگرفتن و اگر نباشد خاكستر هيزم بسر كه شستن در ساقش بايد ماليدن و كل با جاى ديگر كردن و اگر خواهد كه رز از آفت كرم و غنچه نگاهداشته شود در وقت رز بريدن داس را بسير
--> ( 1 ) - بضم اول بر وزن گريز بكسر هم گفتهاند